نافرمانی و لجبازی در کودکان
مقدمه
نافرماني و لجبازي كودكان يك مرحله اجتناب ناپذير از رشد آنهاست و در فرايند نوپايي چنان شايع است كه والدين مجبور هستند كه آن را در دوره رشدي كودك خود تحمل كنند ولي مفهوم آن اين نيست كه كاري نمي توان كرد. اگر با اولين نشانه هاي بروز لجبازي درست رفتار كنيم، در آينده كمتر شاهد بروز آن خواهيم بود.
كودكان لجباز معمولاً كج خلقي مي كنند بدون آنكه علت آن را بيان كنند. اما اين كج خلقي ها به طور متوسط سه دقيقه طول مي كشد. آنها رفتارهايي مثل جيغ و فرياد زدن، پا بر زمين كوبيدن و قشقرق به پا كردن را درست در مقابل ديدگان پدر و مادر انجام مي دهند. اين رفتارها در حدود 18 ماهگي دوام زيادي ندارند و حدود سه دقيقه طول مي كشند. اما با افزايش سن كودك چنين رفتارهايي در دفعات بيشتر و با مدت زمان بيشتر بروز مي كند كه پدر و مادرها را به شدت تحت تاثير قرار مي دهد (اميني، 1383).
دفاع از خواسته های شخصی و توانایی مقابله با خواستهای دیگران برای رشد طبیعی اهمیتی اساسی دارد و در هویت یابی و خودمختاری و تنظیم معیارها و کنترلهای درونی بسیار موثر است. بارزترین رفتارهای مقابله ای بین 18 تا 24 ماهگی نمود می یابد. این وضعیت زمانی جنبه آسیب شناختی پیدا می کند که از نظر تداوم یا شدت، وضعیتی غیرعادی پیدا کند و فراوانی آن چشمگیرتر شود، به بیان روشن تر با وضعیت رشدی و سنی کودک همانند نباشد (کاشانی و وزیری، 1381).
روانشناسان، نافرمانی را به عنوان خشم ابزاری تعریف کرده اند. خشمی که کودک به عنوان ابزار برای تحت فشار گذاشتن والدین استفاده می کند (كلارك[1]، 1388؛ ترجمه رستمي و نيلوفري).
گاهی این رفتارها از درون خانه آغاز می شود و به همین خاطر هم آن را معطوف به والدین می دانند. گاهی نیز، رفتارها از بیرون خانه آغاز می شود و به صورت نوعی بدبینی و عناد در مقابل بزرگسالان آشنا یا همکلاسیها، نمود می یابد. به عنوان مثال، این کودکان همیشه دیگران را مقصر می دانند و رفتارهای خود را وابسته به اوضاع و شرایط غیرمنطقی دیگران می دانند (کاشانی و وزیری، 1381).
زمانی که این رفتارها مکرراً تکرار شود و حالت شدیدی به خود بگیرد، به نوعی اختلال به نام نافرمانی مقابله ای تبدیل می شود.
اختلال نافرمانی مقابله ای
اختلال نافرمانی مقابله ای از شایع ترین اختلالات روانی کودکان است که با شیوع 2 تا 16 درصد در میان کودکان پیش دبستانی و یا اوایل سن مدرسه بروز می کند. این اختلال با عواملی چون: از کوره در رفتن، مشاجره با بزرگسالان، سرپیچی فعالانه از مقررات و درخواست بزرگسالان و یا عدم همکاری با آنها، تعمد در ناراحت کردن دیگران، سرزنش دیگران به خاطر اشتباهات و سوء رفتار خود، زودرنجی و زود ناراحت شدن از دیگران، دلخوری و کینه توزی و انتقام جویی خود را نشان می دهد (سادوک و سادوک، 1389 ، ترجمه رضاعی).
این اختلال یک اختلال تدریجی و مزمن است که تقریباً همیشه در روابط بین فردی و عملکرد تحصیلی کودک تداخل می کند. این کودکان اغلب دوست و رفیقی ندارند و روابط انسانی برای آنها رضایت بخش نیست. آنها با وجود داشتن هوش کافی، به دلیل عدم مشارکت و مقاومت در برابر توقعات خارجی و اصرار برحل مشکلات بدون کمک دیگران، در مدرسه پیشرفتی ندارند. مشکلات یاد شده موجب کاهش اعتماد به نفس، تحمل کم برای ناکامی، خلق افسرده و حملات کج خلقی می شوند (سادوک و سادوک، 1389 ، ترجمه رضاعی).
کودکان مبتلا به این اختلال در آینده احتمال ابتلاء به اختلال سلوک، بیش فعالی – نقص توجه، اختلالات یادگیری، بیش اضطرابی و مصرف مواد مخدر را دارا هستند (سادوک و سادوک، 1389 ، ترجمه رضاعی).
درمورد علت شناسی اختلال نافرمانی مقابله ای، عوامل بسیاری مطرح شده است که از مهمترین آنها عوامل خانوادگی است (کوشان و بهنام، 1382). خانواده نخستین و بادوامترین عاملی است که به عنوان سازنده و زیربنای شخصیت و رفتارهای بعدی کودک شناخته شده و حتی به عقیده بسیاری از روانشناسان باید ریشه بسیاری از اختلالات شخصیت و بیماریهای روانی را در پرورش اولیه در خانواده جستجو کرد(سادوک و سادوک، 1389 ، ترجمه رضاعی).
تحقیقات مختلف نشان داده است که مشکلات روانی والدین، بخصوص مادر، در رشد و حفظ اختلال نافرمانی مقابله ای کودک اثرگذار است. در این موارد مداخلاتی که برای ارتقاء سلامت خانواده انجام می شود، می تواند در کاهش اختلال کودکان موثر واقع شود. در این موارد سعی محققین بر این است که موراد ذیل را در خانواده افزایش دهند : دانش، مهارت، اعتماد به نفس، خودکارآمدی و خود فکری در تربیت کودکان، گسترش سرگرمی و ایمنی و پرورش و ایجاد محیطهایی با تعارض کمتر برای کودکان، کارآمدی رفتاری، هوشی، زبانی، عاطفی و اجتماعی کودکان ازطریق مهارتهای فرزندپروی مثبت (سندرز، 2003).
درمان کودکان مبتلا به نافرمانی مقابله ای، از طریق آموزش والدین آنها امکانپذیر است. در طی این جلسات آموزشی به والدین استراتژی هایی برای ایجاد ارتباط موثر با کودک (مثل صحبت کردن، عاطفه به خرج دادن، اختصاص زمان مفید و اختصاصی برای کودک)، استراتژی هایی برای رفتارهای مثبت (مثل تحسین توصیفی، فراهم کردن فعالیتهای سرگرم کننده) ، چگونگی یاددهی رفتارهای جدید و مثبت به کودک، آموزش داده می شود. نتایج تحقیقات نشان داده است که چنین جلساتی برای والدین می تواند به افزایش سلامت روان والدین و کاهش نشانه های اضطراب، افسردگی و نشانه های جسمانی بیانجامد، ضمن اینکه اختلال نافرمانی مقابله ای کودکان و اختلالات مشابه را کاهش می دهد (جلالی و همکاران، 1387).
نافرمانی مقابله ای نوع شدیدی از لجبازی و نافرمانی کودکان است که در درجه ای خفیف تر در بسیاری از آنها دیده می شود. ممکن است نافرمانی کودکان در حد یک اختلال آسیب رسان نباشد اما، چنانچه والدین با روش صحیح با سطوح و درجه پایین تر نافرمانی برخورد نکنند، چه بسا شرایط بسیار سختی برای خود و کودکان ایجاد کنند.
پس نباید خانواده ها منتظر اقدمات موثر از سوی مهدهای کودک و مدارس و یا روان درمانگران در این خصوص باشند.
آنچه که در این مقابله به صورت مبسوط تر به آن پرداخته شده است، حالت خفیفی از این اختلال است، یعنی نافرمانی کودکان و یا به زبان ساده تر"لجبازی". میزان شیوع لجبازی درکودکان بسیار بیشتر از شیوع اختلال نافرمانی مقابله ای است.
در این بخش ابتدا به بررسی علل بروزلجبازی درکودکان پرداخته شده و در ادامه راههایی برای پیشگیری و درمان آن پیشنهاد شده است.
علت لجبازي كودكان چيست؟
لجبازي كودكان در حدود 18 ماهگي آغاز شده و در سه سالگي به اوج مي رسد. اما غالباً خانواده ها در مورد كودكان بزرگتر و تا اواسط سنين دبستان با اين مساله درگير هستند. علت طولاني شدن فرايند لجبازي كودكان، رفتار پدر و مادر است. همانطور كه پيش از اين هم ذكر شد، تقويت مثبت رفتارهاي غلط كودك موجب تثبيت يك رفتار در كودك مي شود. چنانچه والدين براي آرام كردن كودكي كه خواسته هايش را با جنجال و فرياد مطرح مي كند، تن به اجابت خواسته هايش دهند، در واقع اين رفتار غلط كودك را با پاداش پاسخ داده اند و بايد منتظر بروز مجدد چنين رفتاري باشند. بنابراين، يكي از مهمترين علل بروز و تداوم لجبازي در كودكان، پاسخ والدين به اين رفتارهاست.
كودك شما به شدت مشغول تلاش براي كشف جايگاه خود است. مبحث ديگر، كارهايي است كه او اجازه دارد آنها را انجام دهد. او ديگر نمي خواهد يك بچه باشد، ولي هنوز هم به اندازه كافي به عنوان يك كودك بالغ، باهوش و زيرك نيست. او براي كشف جايگاه خود اقدام به كارهاي مختلفي مي كند. معمولاً اولين اقدامي كه مي كند اين است كه رفتارهاي بزرگترها را تقليد كرده و انجام مي دهد. بروز چنين رفتارهايي از جانب كودك در ابتدا براي والدين جذاب است و شايد به همين دليل كودك را ستايش كرده و او را مورد تشويق قرار دهند، و چنين برخوردهايي در بروز اين رفتارها موجب تثبيت آنها در كودك مي شود. در حاليكه اين رفتارها مدتي بعد آزاردهنده خواهد شد و اعتراض والدين را بر مي انگيزد.
دليل ديگر اين است كه نوپايان راههاي ابراز نيازهايشان را نمي دانند، به همين دلیل از دو طريق زير عمل مي كنند:
اول: یاد می گیرند تقاضای خود را به صورت غیرمستقیم بیان کنند. نوپایانی که گریه و ناله می کنند و یا بچه هایی که بیش از حد محجوب، کمرو و خوب هستند، ممکن است این طور احساس کنند که تنها راهی که با استفاده از آنها می توانند به نیازهای خود برسند، همین رفتارهایی است که انجام می دهند.
دوم: آنها یاد می گیرند از طریق رفتارها و اعمال خویش، تقاضای خود را نشان دهند. شاید کودکانی که سر کوچکترین مسائل کج خلقی می کنند و آنهایی که ساعتها به کج خلقی می پردازند و یا آنهایی که پیوسته پرخاشگری و نافرمانی می کنند، در تلاش برای به دست آوردن چیزی هستند که می خواهند (امینی، 1383).
راههای کاهش لجبازی کودکان
- بي اعتنايي به رفتارهاي بد
اگر قرار باشد برای حذف لجبازی کودکان، تنها یک تکنیک پیشنهاد شود، قطعا بی اعتنایی به رفتارهای بد کودک خواهد بود.
هنگامي كه شما رفتاري را مي بينيد كه نمي خواهيد كودكتان آن را ادامه دهد، يك گزينه كه شما در اختيار داريد، بي توجهي فعال است. بي توجهي فعال برگرفتن تمام توجه خود از كودكي است كه رفتار سوء را از خود نشان داده است.
بي توجهي حصول اطمينان از عدم ارائه پاداش ناخواسته به رفتار بد كودك از طريق بذل توجه است. اين روش مديريت كودك خاصه براي كاهش قشقرق هاي كودكان نوپا در سنين پيش دبستاني موثر است. چنانچه از بذل توجه ناخواسته مي ترسيد بهتر است محلي را كه كودك در آن قرار دارد ترك كنيد و بعد از قطع رفتار نامطلوب به اتاق بازگرديد. البته قبل از ترك محل از امنيت كامل مكان اطمينان حاصل كنيد (شرفی، 1371).
برای حذف رفتار آزار دهنده بهترین تکنیک "بی اعتنایی" است. رفتارهای آزار دهنده رفتارهایی هستند که شما آن را دوست ندارید مثل : نق نق، بیان حرف زشت ، کتک زدن، پرخاشگری و حتی گاهی ناخن جویدن.
این رفتارها به دلیل توجه والدین در کودک تشدید می گردد.
در" بی اعتنایی"، تماس چشمی خود را با کودک قطع کنید، صورت شما کاملاً بی تفاوت باشد و به صحبتهای کودک کاملاً بی توجه باشید، گویی او هیچ حرفی نمی زند و شما هیچ چیز نمی شنوید. بی توجهی را تا حذف رفتار آزار دهنده ادامه دهید .
چنانچه خود را در حال عصبانی شدن می بینید، آن محل را ترک کنید. ترک محلی که کودک قرار دارد و جدا شدن از معرکه، روش مناسبی برای والدین است، و بهترین حالت آن زمانی است که با خونسردی و آرامش همراه باشد و هیچ توجهی به کودک نشود، در غیر این صورت نتیجه عکس خواهد داشت.
به یاد داشته باشید که اوائل ممکن است کودک رفتار آزار دهنده خود را تشدید کند . باید قاطع و صبور این تکنیک را اجرا کنید.
- حد و مرز و محدوديت قائل شويد و حق انتخاب بدهيد
بعضي از والدين فكر مي كنند كه فرزندانشان بايد تحت كنترل و تسلط مطلق آنان باشند. آنها تصور مي كنند اگر فرزندشان را كنترل نكنند، در نهايت او بر آنها مسلط خواهد شد. قطعاً كودكان درجه اي از كنترل و اقتدار را لازم دارند. كنترل و تسلط مثبت بر فرزندان به آنها كمك مي كند تا مسئول تر بار بيايند.
اما چگونه مي توان كنترل مثبت را در مورد فرزندان عملي كرد؟
پاسخ اين سوال بسيار ساده است، كافي است والدين به جاي امر و نهي، حد و مرز قائل شوند و در چارچوب آن حد و مرز براي كودك حق انتخاب قائل شوند. حد و مرز گذاشتن، كنترل اوضاع را در اختيار والدين قرار مي دهد، ضمن اينكه اختياراتي هم براي كودك قائل است (میر و همکاران، ترجمه رئیس دانا، 1389).
معمولاً کودکان لجباز با شنیدن کلمه " نه " مشکل دارند. اگرمی خواهید به نوپای خودکلمه " نه " را بگویید، دو انتخاب دیگر به او پیشنهاد کنید. حق انتخاب به كودك شما فرصت مي دهد كه وقار و شأن خود را حفظ كند (اميني، 1383).
به یاد داشته باشید که اگر به همه خواسته های کودک " نه " بگویید و هیچ حق انتخابی به او ندهید، باید در انتظار بداخلاقی های بیشتری از کودک خود باشید.
در واقع اين روش بيشتر جنبه پيشگيرانه دارد تا جنبه درماني.
- رفتار خوب جايگزين را پاداش دهيد
يك رفتار مطلوب را در مقابل رفتار نامطلوب كودك خود در نظر بگيريد. به عنوان مثال اگر رفتار نامطلوب كودك شما نق زدن است مي توانيد صحبت كردن به روش معمول را به عنوان رفتار جايگزين د نظر بگيريد و هر زمان كه خواسته هاي خود را بدون قشقرق و نق زدن مطرح كرد، فوراً به او پاداش دهيد.
براي استفاده موثرتر از اين روش، تعيين كنيد كه چه رفتاري نامطلوب است و بايد حذف شود و رفتار مطلوب جايگزين را نيز، تعيين نماييد. در مرحله بعد منتظر بمانيد تا كودك رفتار مطلوب را بروز دهد، بلافاصله پس از بروز رفتار مطلوب، كودك را تشويق كنيد و به او بگوييد اين تشويق به چه دليل است (كلارك، 1388؛ ترجمه رستمي و نيلوفري).
اگر کودک شما عادت دارد برای رسیدن به خواسته ای نق نق کند ممکن است این نق نق را از خود شما یاد گرفته باشد.
به او بگویید "هر وقت درست درخواست کردی آن را به تو خواهم داد" یا اگر با رفتار مناسب بگویی به تو می دهم، به این شکل: "مامان لطفا یک بیسکوییت به من بده".
از او بخواهید این جمله را بدون نق زدن تکرار کند و بلافاصله بعد از تکرار، خواسته او را برآورده کنید و او را تشویق کنید.
- برای رفتارهای نامطلوب جریمه تعیین کنید
امروزه، روانشناسان به این نتیجه رسیده اند که استفاده از تنبیه برای تربیت فرزندان لازم است. هر چند که اثر آن به اندازه تشویق نخواهد بود.
تنبیه به معنای زدن نیست. همچنین" تهدید به زدن" درست مساوی با خود" زدن" است . تنبیه بدنی احساس لطیفی که کودک نسبت به خود دارد را نابود می کند، به طوریکه هر عشق دیگر درنظرش کوچک و بی ارزش می آید و با هر کاری که برایش انجام دهید، نمی توان این نابودی را جبران کرد. هدف شما به عنوان یک پدر و مادر دلسوز این است که به او کمک کنید تا به یک انسان بالغ، دوست داشتنی، آزاد، گرم، پر حرارت و بانفوذ تبدیل شود. در حقیقت درست شبیه آن چیزی که خودتان هستید.
به طورکلی استفاده از تنبیه برای این است که از تحریفهای شناختی کودکان جلوگیری شود. تحریف شناختی مانند این باور که پرخاشگری عوامل زیانمندی ندارد.
- محرومیت زمانی
محرومیت زمانی، یک روش تربیتی است که بسیاری از پدران و مادران می توانند در قبال رفتارهای نامطلوب کودکان مورد استفاده قرار دهند. این روش، یک وقفه مختصر در فعالیتهای کودک شماست. در این روش بلافاصله بعد از نقض قوانین از سوی کودک، باید او را در یک مکان کسل کننده و ملال آور قرار دهید و دقیقاً به او بگویید که این پیامد منفی، به کدام رفتار کودک مربوط است (كلارك، 1388؛ ترجمه رستمي و نيلوفري).
کارشناسان معتقدند این محرومیت نباید به کودک آسیب بزند و معمولاً از 7 – 3 دقیقه شروع می شود و به ازای هر سال افزایش سن، یک دقیقه به زمان آن افزوده می شود.
به خاطر داشته باشید که مکانی که کودک در آن قرار داده می شود نباید تاریک باشد، ضمن اینکه درب اتاق باید باز باشد.
از مزایای اصلی این روش می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- تضعیف سریع بسیاری از رفتارهای نامطلوب.
- توقف دائمی بر خی رفتارها.
- سهولت استفاده برای والدین.
- یک الگوی منطقی و غیرپرخاشگرانه است.
- چالش بین والدین و کودک کمتر است، بنابراین، فشار روانی کمتری به کودک و والدین وارد می کند.
- بعد از اتمام محرومیت، همه چیز به سرعت به حالت عادی بر می گردد.
- عدم وجود احساسات هیجانی
هیچگاه زمان کج خلقی کودکان با آنها بدرفتاری نکنید. باز هم یادآور می شوم اگر او نافرمانی و لجبازی می کند و شما طاقت این رفتارها را ندارید، بهترین گزینه این است که از او دور شوید، اما اگر مایلید کودک خود را در آغوش بگیرید، باید بدون هیچ هیجانی- چه مثبت و چه منفی – این کار را انجام دهید، به جای دیگری نگاه کنید و یا با خونسردی به او خیره شوید. از نظر فیزیکی با او همراه باشید اما از نظر روحی غایب باشید. هرگز لبخند نزنید، به کودک ضربه نزنید، او را دلداری ندهید و ریشخند هم نزنید. انجام همه اینها کارمشکلی است، گاهی والدین آنقدر عصبانی می شوند که به سختی می توانند خود را کنترل کنند.
به یاد داشته باشید شما حق دارید عصبانی شوید، اما نباید این احساس منفی را به کودک منتقل کنید، تنها می توانید درباره احساسات خود با او صحبت کنید. برای این کار هم باید از قبل زمینه های یک گفتگوی صحیح را مهیا کرده باشید و روش گفتگوی صحیح همیشه بر روابط شما حاکم باشد (امینی، 1383).
به طورکلی، شما هم حق عصبانی شدن دارید و هم حق تنبیه کردن اما یک نکته مهم در تنبیه این است که بدون بروز هیچ گونه احساسی باشد، بلکه تنبیه با حالتی خنثی و صرفاً برای تثبیت قوانین انجام می شود.
گاهی هیجانات منفی آنچنان طوفانی می شوند که شما دوست دارید با تحکم بر کودک و حتی سیلی زدن به او، او را ساکت کنید. باید بدانید که کودکانی که به خاطر کج خلقی هایشان تنبیه سخت می شوند، بیشتر به این رفتار خود ادامه می دهند، و این کودکان قربانی رفتار زشت والدین می شوند.
تصمیم گیری برای ترک ابراز احساسات منفی به کودک، تصمیمی شجاعانه است، اما ترک آن کاری بسیار مشکل است.
برای جلوگیری از طغیان احساسات منفی بهتر است با هر رفتار بد کودک به طریق درست رفتار شود، نه اینکه تا زمانی که تحمل داریم، کودک را به حال خود رها کنیم تا وقتی که به حد انفجار برسیم(امینی، 1383).
- قاطع و مهربان باشيد
قاطع بودن با سختگير بودن، متفاوت است. سختگير بودن براي نشان دادن رئيس بودن است، اما قاطع بودن حاكي از آن است كه شما انتظار همكاري داريد و براي شخص مقابل ارزش قائل هستيد. ضمن اينكه در لحن و صداي شما مهرباني وجود دارد (میر و همکاران، ترجمه رئیس دانا، 1389).
والدین باید باور داشته باشند که کودک، نفر اول خانه نیست، رئیس خانه والدین هستند و حق دارند کودک خود را متناسب با خواسته هایشان پرورش دهند. والدین بیشتر از کودک می دانند و برای او بهترین ها را از اعماق قلب می خواهند، در حالیکه او فقط چیزی را می خواهد که خودش دوست دارد. بنابراین، قاطعیت والدین یکی از الزامات تربیتی کودکان است. قاطعیت به معنای بی رحمی نیست. قاطعیت به معنای اجرای قوانین واعمال قاطع جریمه هاست.
اما در عین قاطعیت می توان مهربان بود. به این معنا که اعمال جریمه ها و تعیین محدودیتها نباید با ابراز احساسات منفی باشد. باید در هر حال کودک شما بداند که از محبت و حمایت شما برخوردار خواهد بود بدون اینکه لازم باشد مرتباً به او باج بدهید.
- كمتر حرف بزنيد و بيشتر عمل نيد
وقتي والدين زياد حرف مي زنند، كودكان كمتر گوش مي دهند. بهترين اوقات براي صحبت كردن در شرايطي است كه شما و فرزندتان آرام هستيد (میر و همکاران، ترجمه رئیس دانا، 1389).
استفاده از تمامی تکنیکهای گوش دادن به کودکان و صحبت کردن با آنها می تواند مفید باشد. بحث ارتباط کلامی با کودکان بسیار گسترده و مهم است، اما به طور کلی باید بدانید هنگام گوش دادن به کودکان باید سراپاگوش بود و به هیچ کار دیگری جز گوش دادن نپرداخت. گوش دادن دقیق به شما اين امكان را مي دهد كه فرزندانتان را درك كنيد. براي اين كار ابتدا بايد فكر كنيد و بعد حرف بزنيد. این نوع گوش دادن مهارتي است كه نياز به تمرين دارد. مطمئن باشيد پس از مدتي تمرين، مي توانيد اين رفتار را خيلي طبيعي بروز دهيد.
در فرایند گوش دادن نباید در حالیکه او صحبت می کند ما جوابهای خود را آماده کنیم، بلکه باید صادقانه در درک و فهم نقطه نظر او بکوشیم و سپس به ارائه بازخورد بپردازیم (فی بر و مازلیش، ترجمه معتکف و عباسی فر، 1383).
یک نکته دیگر در صحبت کردن با کودکان، درک احساسات آنهاست که در پس کلمات پنهان است. توجه به احساسات کودکان از ظریف ترین و حساس ترین مطالبی است که گستره وسیعی از رفتارها درکودکی و بزرگسالی را در بر می گیرد اما از جانب والدین به صورت دقیق و صحیح مورد توجه قرار نمی گیرد. والدین باید احساسات کودک خود را بپذیرند، واقعی بدانند، به آنها احترام بگذارند و این احساسات را به کودکخود هم بشناسانند تا آنها که خود از وجود و کیفیت آنها اطلاع چندانی ندارند با این احساسات آشنا شده و به تدریج نحوه ابراز و کنترل آنها را از نزدیک ترین افراد زندیگ خود – یعنی پدر و مادر – بیاموزند (میر و همکاران، ترجمه رئیس دانا، 1389).
محدوديتهايي تعيين كنيد و اجازه دهيد فرزندتان به آنها پاسخ دهد. سپس تصميم فرزندتان را بپذيريد. جدال و مجادله اي در كار نيست و قرار نيست شما برنده يا بازنده شويد. هدف اين است كه فرزندتان را ياري بدهيد، رفتار درست را بياموزد و نيازهاي خود را با روش صحيح بيان كند و همكاري و مسالمت را بياموزد (میر و همکاران، ترجمه رئیس دانا، 1389).
- با كودك واضح صحبت كنيد
دقيقا بگوييد چه رفتاري مد نظر شماست و وقتي او را تشويق مي كنید دقيقا روشن كنيد كه اين تشويق از بابت كدام رفتار كودك است (كلارك، 1388؛ ترجمه رستمي و نيلوفري).
کودکان دستورات و حرفهای کلی را متوجه نمی شوند. رشد شناختی آنها به اندازه بزرگترها نیست. آنها برای درک صحبتهای شما به جملات جزئی و مستقیم نیاز دارند که با توجه به فراموشکار بودن آنها باید هر چند وقت یکبار به آنها یادآوری شود.
- كودكان را براي انجام وظايف ناخوشايند ياري دهيد
انجام بسياري از كارهايي كه والدين از كودك خود انتظار دارند براي آنها ناخوشايند است. لازم است والدين كودكان را براي انجام اين وظايف ياري دهند. يكي از راههاي ياري دادن اين است كه پيشاپيش كودك را از پاداشي كه به ازاي انجام آن كار عايد او خواهد شد، آگاه سازيد. به پايان رساندن يك وظيفه دشوار، هنگامي كه پس از آن لذتي در انتظار داشته باشيد آسانتر خواهد بود.
والدين به خاطر داشته باشند كه برعكس اين حالت نبايد اتفاق بيفتد، به اين معنا كه ابتدا به كودك بگوييم " الان تلويزيون را تماشا كن و بعد از آن حتما به درسهايت برس". در واقع نبايد پاداش را پيش از انجام كار به كودك ارائه داد و وعده انجام كار را از كودك گرفت (كلارك، 1388؛ ترجمه رستمي و نيلوفري).
- قبل از بروز لجبازی نیازهای کودک را برآورده سازید
کودکی که احساس می کند آنچه می خواهد به او داده می شود، حداقل برخی اوقات رفتار معقول و منطقی تری در مقایسه با مواقعی خواهد داشت که شما نمی توانید، خواسته هایش را عملی کنید.
وقتی کودک شما از شما چیزی می خواهد، تمام کیفیات آن را دقیقاً بپرسید. مثلاً اگر از شما یک ساندویچ همبرگر می خواهد، حتی از او بپرسید که نان را مربع ببرید یا مثلث؟ و به طور جدی و به دور از هرگونه تمسخر کودک خود، خواسته او را اجابت کنید.
والدینی که مدام خواسته های کودک خود را به چالش می کشند، احتمالاًکودکان لجباز تری نسبت به سایر والدین دارند (امینی، 1383).
- رفتار پرخاشگرانه را مدیریت کنید
برای مدیریت رفتار پرخاشگرانه کودکان، توجه به چند نکته ضروری است:
- اول اینکه وقتی رفتار نامطلوب را متوقف می کنید (مثلاً جلوی پرتاب وسایل را می گیرید) نباید از سرزنش های طولانی و مکرر برای آن کار استفاده کنید، یک سرزنش مختصر کافی است. رفتار نامطلوب را دقیقاً نام ببرید و از جر و بحث بکاهید.
- بلافاصله بعد از بروز رفتار نامطلوب، کودک را در محرومیت کوتاه قرار دهید، به عنوان مثال چند دقیقه ای با او صحبت نکنید.
- در مرحله بعد، درباره رفتار بد او با او صحبت کنید.
- بعد از صحبت درباره رفتار نامطلوب، یک پیامد منطقی ملایم یا جریمه رفتاری برای او در نظر بگیرید. جریمه ملایم می تواند توقیف وسایل کودک باشد. اما برای توقیف وسایل از مدت زمان خیلی طولانی (بیش از یک هفته) و توقیف وسایلی که کودک حساسیت و دلبستگی خاصی به آنها دارد اجتناب کنید.
- اگرکودک مایل است درباره آن رفتار صحبت کند از گوش دادن فعال استفاده کنید. در گوش دادن فعال، شما تمام صحبت کودک خود را گوش می دهید، احساس او را درک می کنید و این احساس و دلیل آن را به او انعکاس می دهید (كلارك، 1388؛ ترجمه رستمي و نيلوفري).
- مهارتهای اجتماعی را به او بیاموزید
بسیاری از والدین فراموش می کنند که مهارتهایی که استفاده از آنها برایشان بسیار آسان است، در کودکان محقق نشده و کودکان با آن مهارتها مانوس نیستند. حالت خشم یکی از احساساتی است که به طور غریزی در تمامی انسانها وجود دارد. این احساس فواید زیادی برای انسان به همراه داشته اما همیشه و در تمامی ادیان و مکاتب اخلاقی به منظور کنترل آن راههایی معرفی شده است. والدین گاهاً خود در کنترل آن دچار عجز می شوند، و یا برای کنترل آن راههایی را آموخته و تمرین کرده اند. آنها می بایست تمامی این راهها را فراخور حال کودکان به آنها بیاموزند.
کودکان لجباز با بروز هر شرایطی که به ناکامی آنها بیانجامد، خشم و عصبانیت خود را بروز می دهند. والدین چنین کودکانی باید مهارتهای ارتباطی صحیح و همچنین راههای کنترل خشم را به تدریج به آنها بیاموزند. باید به این کودکان آموخت که چگونه باید خواسته های خود را مطرح سازند و هنگام بروز اختلاف با دیگران، چگونه از فنون مذاکره استفاده کنند (کاشانی و وزیری، 1381).
پس از طوفان
موفقیت آمیزترین عملی که می توان پس از بروز نافرمانی و کج خلقی انجام داد، در آغوش گرفتن کودک توام با حرارت، مهر و محبت است. شواهد موجود در تحقیقات نشان می دهند که وقتی بعد از بروز لجبازی، کودکان را در آغوش می گیریم، هم دفعات تکرار این رفتارها و هم مدت زمان آن کوتاهتر می شود. وقتی که شما با آغوش باز، سرشار از مهر و محبت و ابراز حس حمایت کننده خود، او را می پذیرید، تنها او را در آغوش نگرفته اید. بلکه سه اصل مهم را به او می آموزید :
- اینکه هنوز مادر حضور دارد و او را پذیرفته است.
- اینکه مادر حتی وقتی که او کار بدی می کند، از او مراقبت خواهد کرد.
- حتی اگر از مادر جدا باشد، مادر هنوز هم می تواند به او کمک کند تا دوباره باهم باشند.
در آغوش گرفتن باعث می شود که کودک بداند اگرچه شما هیچ توجهی هنگام جیغ کشیدن و فریاد زدن به او نمی کنید، ولی هنوز عاشقانه او را دوست دارید و او را درک می کنید (امینی، 1383).
نتیجه گیری
داشتن کودک لجباز و نافرمان، موضوعی است که بسیاری از خانواده ها آن را تجربه کرده اند. درحالیکه والدین به دلیل عدم اطلاع رسانی مناسب، با واکنشهای نادرست در مقابل این رفتار کودکان، بر آن دامن می زنند، اما هم والدین و هم کودکان در نتیجه چنین کنش و واکنشهایی آسیب می بینند. استفاده از روشهای یاد شده تا حدود زیادی در کنترل لجبازی کودکان و همچنین جلوگیری از بروز آن یاری رسان خواهد بود.
نا فرمانی و لجبازی کودکان رفتارهای متعدد در موقعیتهای متعدد را در بر می گیرد. قطعاً والدین نباید انتظار داشته باشند که همه آنها را به یکباره و در مدت زمان کوتاهی برطرف سازند. ضروری است که والدین مشکلات رفتاری فرزندان خود را فهرست کنند، و در گام بعد مهمترین آنها را – ترجیحاً با مشورت یک روانشناس کودک- انتخاب کنند و یکی یکی به حل آنها اقدام نمایند.
مهمتر اینکه در فرایند تغییر و اصلاح رفتار فرزندانمان باید صبور باشیم و در مدت زمان کوتاه، انتظار تغییرات بزرگ را نداشته باشیم.